محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

59

مجربات اكبرى ( فارسى )

ديگر كه بضعف بصر نافع الزعفران اذ اسحق يلبن امراه و اكتحل به يهد البصر و قد امرت بذلك لمن ضعف بصره فوجدت انفع . ديگر ؛ مغز تخم كدوى تلخ با روغن كنجد آميخته در چشم كشند ، گل قديم و جديد برود . ديگر ؛ نربسى با آب سائيده در چشم كشند . ديگر كه بصر را قوت دهد و جاله و جميع امراض چشم را مفيد است ، شهد خالص ده درم ، بول بز سياه دو نيم پاؤ ، ترپهله پنج دام ، ترپهله را بسايند و با شهد خالص و بول آميزند و چهار پاس بدارند پس بگيرند ميل‌هاى كه از مس خالص ساخته باشند و آن را سرخ كنند و در اين سرد نمايند همين سان هفت نوبت كنند پس ميل ها را شسته بدارند و گاه گاه در چشم كشند تنها و بايد كه ميل صاف باشد تا چشم را نخراشد . ديگر كه جاله را ببرد ، مصرى سنگ بصرى ، نيله تهوتهه « 1 » بريان كرده ، پهتكرى ، پيپل ، همه ادويه مساوى بگيرند كوفته ، بيخته ، سرمه سازند . ديگر كه گل چشم يعنى ؛ پهوله را سود دهد ، كف دريا با آب سرد سائيده طلا نمايند . ديگر ؛ شاخ گوزن با شير عورت سائيده در چشم كشند چند روز متواتر . ديگر ؛ همين عمل كند ، گل چنبيلى بگيرند و فزوينها كه آن را ، دط ن دط ى گويند ؛ از آن جدا سازند و در آن گلها قدرى مصرى آميزند و صلايه نمايند و حب‌ها ساخته بدارند و در چشم كشند . ديگر كه ده لكه را مجرب است ، چيزى كه شب‌پره يعنى ؛ چمگادر از

--> ( 1 ) - نيلاتهوتها : طوطياى سبز . ( لغات فيروزى )